حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
بي تو اينجا نا تمام افتاده ام پخته اي بودم که خام افتاده ام گفته بودي تا که عاقلتر شوم آه ، مي خواهي مگر کافر شوم من سري دارم که مي خواهد کمند حالتي دارم که محتاجم به بند کاشکي در گردنم زنجير بود کاشکي دست تو دامنگيربود من جهان را زير وبالا کرده ام عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام
Www.Khaste-Donya.LoxBlog.Com ![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |