
... تو که از همه گلها خبر داری
چه خبر به من از یار من اری...
... توکه از شب مویش گذر کردی
توکه برگل رویش نظر کردی...
....

توکه امدی از موی او
چه خبر به من از سوی او....
تاکه بودیم نبودیم کسی
کشت ماراغم بی هم نفسی
تاکه رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدارشدند
Www.Khaste-Donya.LoxBlog.Com