حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
ارزش یک احساس به شدت آن نیست به مدت آن است ... من تو را به مدت بودنم دوست دارم ... ای عزیز دل ... دوستت دارم ... نه فقط به خاطر چراغانی چشمانت به خاطر تمام آنچه بر من ارزانی داشتی ...
عشق را ... چگونه بودن را ... دوستت دارم ، و همیشه خواهم داشت ... قشنگی دوست داشتن را ، سرمشق دلها مي كنم . تا تو هستي دلم براي كسي تنگ نمي شود . عزيزم تا هستي با ياد تو زندگي برايم خوشبختي بزرگ است . مرا هميشه و همه جا در كنار خود احساس كن . كه من هميشه كنار توام . دوستت دارم و دلم به اندازه بغض آسمان ابری پاییز برایت تنگ شده است .
لحظه ای مکث ... آرزویم این است : نرود لبخند از عمق وجودت هرگز ... چقدر این آسمان آبی زیباست ، هوای دل انگیزیست ! چه زیبا می خوانند پرندگان ، چه عاشقانه پرواز می کنند در آسمان ...
این نسیم پائیزی در این روز قشنگ آفتابی دل مرا شیدا کرده است ... چقدر آرامم ، بی تابم تا بدانم این نسیم پائیزی از کدامین سو می آید ...
هر جا که نسیمی می وزد یاد تو در دلم زنده می شود ، من که همیشه به یاد توام ،
از نسیم خوش عشق تا قلب مهربانت و از احساس من تا قلب تو راهی نیست !
لحظه های با تو بودن لحظاتیست بیادماندنی ، خاطره ایست فراموش نشدنی ! چقدر این دنیا با تو زیباست ، چقدر این لحظه ها با تو شیرین است ، چـقـدر تـو عـزیـزی بـرایـم عـزیـزم ... ![]() ![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |