حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
یکی داشت یکی نداشت،اونکه داشت تو بودی اون که جز تو کسی نداشت من بودم یکی رفت،یکی نرفت،اونکه رفت تو بودی اونکه به جز تو دنبال هیچکس نرفت من بودم! یکی خواست،یکی نخواست،اونکه میخواست من بودم اونکه هیچوقت منو نخواست تو بودی...
دعا کردم بدونی چشم به راتم،هنوز دلبسته ی بغض صداتم اگه بازم دلت با دیگرونه،چشات دنبال از ما بهترونه بذار با یاد تو دلخوش بمونم،فقط دلتنگیهات با من بمونه
صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند یک لحظه آنکه بی من هرگز نمینشست امروز به یاد کیست که یادم نمیکند...
آن روز که می گفتی دوستت دارم گفتمن نمیشنوم اما امروز که آرام گفتی دوستت ندارم میگم چرا داد میزنی؟
الهی خوشبخت شی عزیز عشقت همیشه پیشمه همیشه یکی هست که درد دلتو بهش بگی، ولی بترس از روزی که همون بشه درد دلت... کمی گیجم کمی منگم عجیب است،پریده بی جهت رنگم عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم عجیب است...
از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟
به همین سادگی به همین تلخی پودر کیک نبودنه تو ![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |