حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
انگار بازم از گریه لبریزم دلتنگ از این حس غمنگیزم این جمعه هم رفتو غریبونه از دوریه تو اشک میریزم مثل صدای نی پر از بغزم مثل غروب جمعه دلگیرم از چشمای من چهره می پوشی اخه مگه چی بوده تقصیرم دل واپسیم دل شور تو دارم ایینه چشمامو تر کردی اون همه تا لحظه ی مردن چشم انتظارم تا تو برگردی از ابتدای داستان عشق چشم انتظاری سهم عاشق بود
تقویم من با جمعه هاش زندس در انتظار جمعه اخرم
![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |