حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
خدایا ، خدایا چه تنها و در مانده ام
غریبی ز هر در گهی رانده ام به سوی تو می آیم امشب که از دل کلام ، کلام تو در گوش جان خوانده ام من جسمم تو روح من ، من کشتی تو نوح من ، من زخمم تو مرحمی من ظلمت تو روشنی ، من راهی تو موندنی ، من تنها تو همدمی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم درگاهت سجده گاه من ، بگذر از گناه من ، من خلقم تو خالقی سر تا پا شوق گفتنم ، در حال شکفتنم ، من عذرا تو وامقی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم هم غایب ، هم حاضر ، هم شاهد ، هم ناظر ، هم سکوت ، هم صدا هم دردی ، هم درمان ، هم پیدا ، هم پنهان ، هم با من ، هم جدا تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم دلیل قاطع هستی ، صفای عالم مستی چه ترس از درد بی درمان که دارم چون تو درمانی چه باک از کفر اهریمن ، تو در من نور ایمانی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین همسفری در همه ی دقایقم من جسمم تو روح من ، من کشتی تو نوح من ، من زخمم تو مرحمی من ظلمت تو روشنی ، من راهی تو موندنی ، من تنها تو همدمی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم درگاهت سجده گاه من ، بگذر از گناه من ، من خلقم تو خالقی سر تا پا شوق گفتنم ، در حال شکفتنم ، من عذرا تو وامقی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری ![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |