حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد life whithout love is none sense and goodness without love is impossible زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن love is something silent , but it can be louder than anything when it talks عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود love is when you find yourself spending every wish on him عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی love is flower that is made to bloom by two gardeners عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند love is like a flower which blossoms whit trust عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید love is afraid of losing you عشق یعنی ترس از دست دادن تو no matter what the question is love is the answer پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست love is the one thing that still stands when all else has fallen زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
![]() رد پایت بر غزل هایم چه زیبا مانده است
![]()
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونانکه بایدند نه بایدها . . . مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا اما در صفحههای تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند؟ شاید امروز نیز روز مبادا باشد! وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونانکه بایدند نه بایدها . . . هر روز بی تو روز مباداست.
![]()
چه جای شکوه اگر زخم آستین خوردم که هرچه بود ز مار درآستین خوردم
فقط به خیزش فواره ها نظر کردم فرود آب ندیدم! فریب از این خوردم
مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند که تیر وسوسه از یار ِ در کمین خوردم
ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم !
قفس گشودی ام و " اختیار " بخشیدی همین که از قفست پر زدم ٬ زمین خوردم
![]() پیچَکے میشَوم وحشے از ساناز جون
نم نم باران كم است اي آسمان فرياد كن قامت پيچك خميده است آسمان بيداد كن ![]() |
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |