حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
سلام مــاه مــن ! دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …! گفتم بیایم سراغ ِ خودت .. احوال مهتابیت چطور است ؟! چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟! چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟! چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟! چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟! چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است ! راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟! می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟! یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود …. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد ! تو فقط ماه من بمون و باش ! ماه من ! مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان .. خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش ! ![]()
![]() همینجوری بی اجازه اومده بود و تمام زندگیمو به هم ریخته بود همه چیز رو یه جور دیگه ای تو قلبم چیده بود . خیلی برام عجیب و باورنکردنی بود . من که تا حالا هیچکسی رو تو دلم احساس نکرده بودم برای اولین بار احساس کردم دل دارم . احساس کردم آدمم . احساس کردم دارم کم کم حال بقیه رو می فهمیدم . منم مثل بقیه حق داشتم زندگی کنم . خیلی سعی کردم خودمو گول بزنم ولی نشد اونی که اومده بود نمیذاشت . خیلی ها بودن که برام جالب تر بودن . ولی وقتی اون رو می دیدم دیگه همه چیز به جز اون محو می شد . وقتی نگام می کرد انگار چشم تمام دنیا به منه . من تنها بازیگر یک سالن نمایش می شدم که همه داشتن منو نگاه می کردم . عیبی نداشت اگه فقط یه تماشاگر داشتم به چشم من نگاه اون تمام دنیا بود . اولین بار بود که می فهمیدم زلزله چیه دلم یه تکون سختی خورده بود که هیچکس حتی اون نفهمید . عیبی نداره بذار مثل دوتا رهگذر از کنار هم رد بشیم بذار این راز فقط تو قلب من بمونه . من این راز نگه داشتن رو دوست دارم . من این سلام نگفته و جواب نشنیده رو دوست دارم . این نگاه های دزدکی و این لبخند های محو رو دوست دارم . قشنگترین چیز دنیا همینه که بدونم نگام میکنی . عیبی نداره اگه فقط گاهی از کنار همدیگه رد می شیم . مهم اینه که تو همین چند لحظه من بهترین حال دنیا رو دارم . عیبی نداره که من فقط خیال می کنم تو نگام کردی همین دروغ هم برام قشنگه فقط چند لحظه طول میکشه تا از کنار هم رد شیم ولی خاطره شیرین همین رد شدن تا چند ساعت و چند روز و چند ماه برای من ادامه داره . کاش می فهمیدی چه حالی دارم . کاش وقتی از کنارم رد میشی یه لحظه مکث کنی تا حضورت رو یک لحظه بیشتر حس کنم .
![]() ღ عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن شيدا شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراوღ
![]() عشق و دوست داشتن......
اين دو يکی نيست ... اشتباه نشود !!! عشق همان دوست داشتن نيست . عشق رويائی است و دوست داشتن دنيائی . دوست داشتن با عشق مقايسه نمی شود که اگر بشود از بين خواهد رفت . عشق خلقت خداست و دوست داشتن خلقت عقل و دل انسان ... عشق همچون خدا يکی است و برای هر انسان می تواند به تعداد انسانهای ديگر باشد . جدائی برای عشق مرگ است در حالی که دوست داشتن می تواند برای مصلحت ديگری جدائی را تصميم بگيرد . عشق روحانی است ولی دوست داشتن جسمانی جسم ميميرد ولی روح جاودانه است . کسی نمی تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلی نيست . عشق را معنی کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمی گنجد . معنی کردن آن برابر با محدود کردن آن است ولی دوست داشتن محتاج معنی کردن آن است . دوست داشتن با دل انسان است ولی عشق با جان .... عشق غرور را از انسان می زدايد ولی دوست داشتن با غرور رشد می کند . عشق از نظر خدا پاک است و دوست داشتن از نظر انسان ... خدا عشق است و انسان دوست داشتن ... بدرستی که خدا برتر از انسان است .... ![]() حتی یه ذره شک نکن
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
![]() ![]() <<به نام خدای عاشقا>> روزگارم بد نیست غم كم میخورم كم كه نه هر روز كمكم میخورم عشق از من دورو پایم لنگ بود غیمتش بسیار دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پایم خسته بود شیشه گر افتاد هر دو دستم بسته بود چند روز یست كه حالم بد نیست حال ما از این و آن پرسید نیست گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل میزنم حافظ فرزانه دل فالم را گرفت یك غزل آمدوحالم را گرفت مازیاران چشم یاری داشتیم ![]() ![]() آغوش تو گناه نیست من در آغوش تو آرامش یافته ام که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست آغوش تو گناه نیست من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست آغوش تو گناه نیست من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست پس امانم بده که تا ابد در دل این زیبایی آرامش یابم
![]() تو کجایی سهراب!اب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند وای سهراب کجای آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشم شقایق کردند؟! تو کجای سهراب که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه دیوار زدند ای سهراب کجای که ببینی حالا دل خوش مثقالیست دل خوش سیری چند...... صبر کن سهراب قایقت جا دارد؟؟؟!!
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش.شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشیو از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد!! ![]()
![]() ![]() تورو به خدا بعد من مواظـــــــــــب خودت باش گریه نکن آروم بگیر به فکـــــــــــر زندگیـت باش غصه م میشه اگه بفهمم داری غصـه میخـوری شکایت از کسی نکن با اینکه خــیلی دلخـوری دلت نگیره مهربون عاشقــــــــــــــتم اینو بـدون دلم گرفته میدونی، از هم جــــــــــدا کردنمـون دل نگرونتم همش، اگه خطا کردم ببخــــــــش بازم منو به خاطر تمــــــــــــــوم خوبیات ببخش منو ببخـــــــــــــــــــــــــش اصلا فراموشـــــــم کن و فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتـــــره فکر کن منو نخواستی برو بگو تنــــــهایی رو خیلی زیاد دوسش داری اگه تو تنها بمـــــــــــونی با کسی کاری نداری دلت نگیره مهـــــــــــــــربون عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میــــــــــــدونی از هم جدا کردنمون دل نگرونتم همش، اگه خطــــــــا کردم ببخش بازم منو به خاطر تمــــــــــــــوم خوبیات ببخش... ![]() ![]()
خدایا ، خدایا چه تنها و در مانده ام
غریبی ز هر در گهی رانده ام به سوی تو می آیم امشب که از دل کلام ، کلام تو در گوش جان خوانده ام من جسمم تو روح من ، من کشتی تو نوح من ، من زخمم تو مرحمی من ظلمت تو روشنی ، من راهی تو موندنی ، من تنها تو همدمی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم درگاهت سجده گاه من ، بگذر از گناه من ، من خلقم تو خالقی سر تا پا شوق گفتنم ، در حال شکفتنم ، من عذرا تو وامقی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم هم غایب ، هم حاضر ، هم شاهد ، هم ناظر ، هم سکوت ، هم صدا هم دردی ، هم درمان ، هم پیدا ، هم پنهان ، هم با من ، هم جدا تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم دلیل قاطع هستی ، صفای عالم مستی چه ترس از درد بی درمان که دارم چون تو درمانی چه باک از کفر اهریمن ، تو در من نور ایمانی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین همسفری در همه ی دقایقم من جسمم تو روح من ، من کشتی تو نوح من ، من زخمم تو مرحمی من ظلمت تو روشنی ، من راهی تو موندنی ، من تنها تو همدمی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم درگاهت سجده گاه من ، بگذر از گناه من ، من خلقم تو خالقی سر تا پا شوق گفتنم ، در حال شکفتنم ، من عذرا تو وامقی تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری در همه ی دقایقم تو اولین و آخرین برای من که عاشقم عزیزترین هم سفری ![]()
صفحه قبل 1 ... 19 20 21 22 23 ... 39 صفحه بعد
|
|
[ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |